على محمدى خراسانى

82

شرح منطق مظفر (فارسى)

در موجبهء مذكور مىگوييم : « ع م ب » صادق است پس بايد « كل د ب » نيز صادق باشد يعنى : « كل انسان ناطق » زيرا كه « د » يعنى « انسان » آن « بعض حيوانى » است كه تمام آن « ب » است و « ب » يعنى « ناطق » بر كل آن صادق است پس موجبهء كليه را تشكيل مىدهد يعنى : « كل انسان ناطق » ، پس مرحلهء دوم را هم با موفقيت پشت‌سر نهاده و به دو قضيهء كليه دست يافتيم . مرحلهء سوم . مرحلهء تأليف اقترانات و ضروب منتجه است . پس از استخراج دو قضيهء مذكور سرمايهء علمى ما افزون گرديد و اگر قبل از آن ، دو قضيه بود حالا چهار قضيه شده كه در حقيقت آن جزئيه به دو قضيه تحليل شده و خود او به حساب نمىآيد پس سه قضيهء كليه داريم كه گاهى هرسه موجبه و گاهى دو تا از آن‌ها سالبه است سپس اين دو قضيه كليه را در راه تأليف قياسات و اقترانات نافعه و منتجه ( كه از اين دو ، به ضميمهء دو مقدّمه اصلى قياس ، كه صدق آن‌ها مفروض واقع شده به وجود مىآيند ) به كار مىگيريم و آن نتيجه‌اى را كه از آن ضرب ، مطلوب است با برهان افتراض به دست مىآوريم چنان‌كه با برهان خلف به‌دست مىآورديم . پس از آشنايى تئوريكى با مراحل و مبانى برهان افتراض ، اين برهان را عملا آزموده و در برخى از ضروب شكل دوم و سوم آن را تجربه و آزمايش مىكنيم تا مشخص شود كه منتج هست يا نه ؟ مرحوم مظفر دو نمونه را بيش‌تر محاسبه نكرده كه يكى از شكل سوم و ديگرى از شكل دوم است ولى ما نمونه‌هاى بيشترى را محاسبه خواهيم كرد و نيز دو موردى كه مصنف ( ره ) محاسبه فرموده هردو سالبهء جزئيه است ما از موجبه‌هاى جزئيه نيز محاسبه خواهيم داشت تا نتيجهء مطلوب را بگيريم : نمونهء اول . استدلال به طريق برهان افتراض بر منتج بودن ضرب پنجم از شش ضرب شكل سوم : ( ضرب پنجم اين بود كه صغرى موجبهء كليه ، كبرى سالبه جزئيه ، نتيجه سالبهء جزئيه مىشود ) . اين برهان نيز سه مرحله دارد : 1 . مفروض : مقدمتين اين ضرب يعنى : « كل حيوان حساس » و « بعض الحيوان ليس بفرس » صادق هستند . 2 . مدعا : اگر مقدمتين صدق بود حتما در نتيجهء آن‌ها « بعض الحساس ليس بفرس » هم صادق است . 3 . برهان از طريق افتراض : كبراى قياس ، سالبهء جزئيه است و موضوع آن با حرف